حمید عسکری میهمان روزنامه استقلال جوانهواداران حمید عسکری

 

هواداران حمید عسکری

 

صفحه ی اصلی- تماس با ما - طراح قالب

عكس تصادفي

موضوعات

 

 

لینک دوستان

 

♥کمـــپ هــــواداران حـــمیـــدعسـکــری♥
فرزاد*****شلیک*****فرزین
رما موزیک | انتخاب بهترینهای موسیقی
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان هوادار حمید عسکری و آدرس hamid-askari.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






زیباترین سایت ایرانی
جدید ترین سرویس وبلاگ
زیبا ترین قالب های وبلاگ
نازترین سایت ایرانی

 

آرشيو

 

اسفند 1392
بهمن 1392
تير 1392
خرداد 1392
ارديبهشت 1392
فروردين 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهريور 1391
مرداد 1391
تير 1391
خرداد 1391
ارديبهشت 1391
فروردين 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
تير 1390
مهر 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388

 

نويسنده

 

admin
سولماز رادمهر
مهرناز کیا زاده
سروین قدامیت

 

آمار سايت

 

»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !  به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !  ذخيره كردن صفحه!  اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!  لينک RSS 
site map site map ror html site map
  Add to Technorati

 

 كد جاوا

 


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 52
بازدید دیروز : 25
بازدید هفته : 143
بازدید ماه : 104
بازدید کل : 25937
تعداد مطالب : 371
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 1

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید



تماس با ما

 

تبليغات


محل قرار گیری کد های بنر

حمید عسکری میهمان روزنامه استقلال جوان

نويسنده : admin

سلام

 

امروز می خوام یه مصاحبه توپ و عالی براتون بزارم.راستش خیلی وقت بود حمید عسکری با هیچ روزنامه ای مصاحبه نکرده بود.قبلش از دوست خوبم آقا مهرداد تشکر می کنم که این خبرو به من دادند که روزنامه استقلال با حمید عسکری مصاحبه داشته.این مصاحبه هم واسه روز چهارشنبه بود و منم پنج شنبه شب فهمیدم.خلاصه همون شب رفتم روزنامه فروشی.تا اون جا دعا کردم که از این روزنامه داشته باشه.که از شانس خوب من تموم نکرده بود.دیروز هم مطالبش و تایپ کردم و امروز هم عکساش و بردم اسکن کردم الانم می خوام براتون بزارم.خبر دیگه ای هم هست که مجله ترانه ماه چاپ شده ولی من متاسفانه نتونستم بگیرم ولی تا جایی که اطلاع دارم خبری از کنسرت اسفند ماه حمید در برج میلاد نوشته.هر وقت مجله رو گرفتم حتما خبرش و میزارم.

 

ميز گرد حجازيئيسم در استقلال جوان

ناصر خان:حميد عسكري در خوش تيپي مثل خودم است.

عسكري:ناصر خان عاشقتم.

 

 

 

فقط ناصرخان...

داستان اين ميز گرد ... حدود يك سالي بود كه اصلا مصاحبه نمي كرد.حميد عسكري تا حدودي از

مصاحبه فراري بود گريز داشت و ماهم از اين موضوع كاملا با خبر بوديم.حدود 5 سال پيش بود كه در هفته

 نامه غريو با اين خواننده يك مصاحبه داشتم كه تيترش اين بود هيچ كس مثل من حجازي را دوست

نداره...درست است ناصر خان بهترين سوژه براي حميد عسكري بود.شماره اش را گرفتم و گفتم با اين

گفت و گو با ناصر خان موافقي؟بدون اينكه فكر كند سريع گفت هر جا ناصر خان باشد من با كله ميام... و

چنين شد كه با اسطوره تماس گرفتيم و از او دعوت كرديم كه به استقلال جوان بيايد تا حميد عسكري

او بنشيند و از مرد محبوب خود سوالاتش  را بپرسد اسطوره بزرگ استقلال هم با فروتني تمام پذيرفت تا

در نهايت قرار ما سه شنبه(روز گذشته) و در ساعت 13 باشد.

 

به اندازه كوير/ در وسعت دريا

حدود 3/4 دقيقه به ساعت مقرر مانده بود كه صداي ذوق بچه هاي تحريريه بلند شد.نشاط سلام و

احوالپرسي كارمندان استقلال جوان حكايت از اين داشت كه مردي بزرگ پا به تحريريه گذاشته...ناصرخان

با باراني مشكي رنگ و در حالي كه عينك آفتابي اش را به دست گرفته بود وارد تحريريه شد و با خودش

ابهت را آورد.گام هايش مثل هميشه استوار و محكم بود.مثل هميشه يك جنتلمن بود و در نقش يك

اسطوره ...او يك مرد بود يك مرد...آمد و نشست...درد داشت اما به روي خودش نمي آورد.چند سرفه اي

هم كرد اما نگاهش پر بود از معناي دوبار زندگي دوباره عشق دوباره نشاط...مرد بزرگ مكتب استقلال

مثل هميشه سر وقت آمد تا نظم انضباط و اخلاق نيكويش بار ديگر تاييد شود.

ناصر خان مثل هميشه خوش تيپ بود مثل هميشه پرستيژ داشت...او به اندازه كوير در وسعت دريا بزرگ

 معنا شد...نشست و گفت:از اينكه آمدم تا با دوستان  ديداري نو و صميمي داشته باشم خوشحالم اين

را وقتي گفت كه به او گفتيم ببخشيد ناصر خان كه امروز به شما زحمت داديم و با اين حال و احوال از

شما خواستيم كه به استقلال جوان بياييد...

 

 

 

حميد آمد...

ساعت 13و 15 دقيقه شد كه حميد زنگ استقلال جوان را به صدا در آورد.وقتي آمد فقط نگاهش در

جست و جوي يك مرد بود.چشمانش كه او را آشكار كرد.شتابان به سمتش رفت و گفت به به ناصر

خان...سر شار از شوق شده بود.نگاهش پر از شادابي بود وقتي مرد هميشه محبوب خود را ديد.حميد با

 رفيقش وارد تحريريه شد .دوستي كه مقيم كانادا است و در تعطيلات كريسمس به ايران آمده اما وقتي

فهميده بود قرار است رفيقش با حجازي گفت و گويي داشته باشد او هم عاشقانه به استقلال  جوان آمد

 تا در نهايت اسطوره فوتبال ايران را ببيند. نامش سعيد گلي زاده بود و ...

پسر خوش تيپي هستي...

ناصر خان هم با يك جمله نشان داد كه آماده هم صحبتي با حميد است.(پسر خوش تيپ و شيك پوشي

 هستي. خوشحالم كه در كارت موفق هستي و آماده صحبت با تو هستم...و او لبخندي زد و گفت

ممنون...

هيچ كس مثل من حجازي را دوس نداره

قبل از آغاز صحبت عسكري از ما خواست يك مقدمه را به جا بياوريم.گفت:حتما اين جملات را به بهانه

مقدمه از زبان من بنويسيد و ما هم نوشتيم.(سال 85 كه آلبوم اولم منتشر شد و با استقبال ميليوني

 همراه بود مدير برنامه هايم اعلام كرد كه به هيچ وجه نگويم استقلالي هستم يا پرسپوليسي.گفت اصلا

 وارد رنگ آبي و قرمز نشو و از احساساتت حرف نزن.اما من نمي توانستم از عشق به ناصر خان به

سادگي بگذرم به خاطر همين در اولين مصاحبه هايم بود كه اعلام كردم (هيچ كس مثل من حجازي را

دوست نداره...)همان موقع خيلي از هواداران پرسپوليس نسبت به اين مسئله معترض شدند اما من هم

 به راحتي نمي توانستم از احساسم بگذرم.همين الان هم افتخار مي كنم كه يكي از طرفداران ناصر

خان هستم...

مصاحبه ميز گردشد

قرار ما بر اين بود كه عسكري هر چه سوال دارد از ناصرخان بپرسد.يعني طرف نقش يك خبر نگار را پياده

 كند اما صحبت ها بيشتر در قالب يك ميز گرد دنبال شد.به بحث پرداختند نظر دادند كه البته اين وسط پاي

 هيچ انتقادي به ميان نيامد.چيزي كه بود تعريف بود و تعريف و تعريف تا علاقه وافر حميد به اسطوره اثبات

 شود.علاقه اي كه بي شك به جا بود...

ببخشيد شما چرا انقدر محبوبيد؟!

يك سؤال در ذهن من هست.نه الان خيلي وقت است كه اين سؤۀال را دارم چرا در فوتبال ايران حجازي و

 پروين اسطوره شدند؟!اين سؤالي بود كه حميد از حجازي كرد تا در نهايت توضيح با اسطوره باشد.لطف

 خداوند بوده اينكه ما مردمي بوديم و هميشه سعي كرديم به مردم احترام بگذاريم.وقتي مردم را در

خيابان ديديم آنها را تحويل گرفتيم شايد براي بعضي ها سخت باشد كه حتي 2 تا عكس و امضا به مردم

 بدهند اما من يكي حتي اگر 2 ساعت هم كه شده كنار مردم مي ايستم و با آنها عكس و امضا مي

 گيرم.خيلي ها مي گويند چرا اينقدر به هوادارنت احترام مي گذاري اما جواب من اين است كه خودم

روزي آرزو داشتم 2تا عكس و امضا به مردم بدهم و حالا كه معروف ومشهور شدم بايد به احترام آنها

احترام بگذارم.به خاطر همين از 17 سالگي تا الان كه 61 سال سن دارم هميشه با مردم ايستادم و

عكس انداختم تا هيچ وقت از آنها فاصله نداشته باشم.

 

عكسي كه 15 سال پيش گرفته شد

رودررويي پس از 15 سال...عسكري و حجازي 15 سال قبل در كنار هم ايستاده اند و با هم عكس انداخته

 اند.

حالا زمان گذشته آن موقع حميد فقط يك طرفدار بوده اما الان به عنوان يك خواننده مطرح محبوب و موفق

 كنار اسطوره استقلال مي ايستد و عكس مي اندازد خطاب به ناصر خان مي گويد من و شما پس از

 حدود 15 سال همديگر را مي بينيم.من بچه فولاد شهر اصفهان بودم و وقتي شما  سرمربي ذوب آهن

 بوديد به خاطر علاقه ي زيادي كه به شما داشتمسر تمرين مي آمدم و اتفاقا آن زمان كه 16  و17 سالم

 بود يك عكس يادگاري با شما انداختم.آن موقع شما با فروتني تمام قبول كرديد و گفتيد بيا مقابل سكوها

 بايست تا عكس قشنگ تر شود...حيف كه زودتر نمي دانستم قرار است اين جا شما را ملاقات كنم و

گرنه عكسش و از اصفهان مي آوردم تا نشانتان بدهم...

محبوب تمام هنرمندان

ذوق زدگي عسكري از هم صحبتي با حجازي در نگاهش معلوم بود.نگاهي كه سرشار از شوق بود و با

كلامي لبريز از احساس بيان مي شد...در تمام شخصيت هاي هنري و فوتبالي اگر يك نفر را ديده باشم

ناصرخان شما هستيد.البته اين را هم بگويم نه تنها من بلكه همه هنرمندان شما را دوست دارند وقتي

 در جمع دوستان هنري هستيم همه از علاقه خود به شما صحبت مي كنند كه واقعا بايد به شما تبريك

 گفت.

حجازي دوست داشت بازيگر شود

وقتي پاي هنر به ميان مي آيد ناصر خان اعلام مي كند دوست داشتم بازيگر شوم اما نشد.قبل از آينكه

فوتباليست بشوم علاقه ي زيادي به هنر بازيگري داشتم نشد شايد اگر بازيگر مي شدمنمي توانستم به

 موفقيت برسم.البته چند سال پيش چند كارگردان به من پيشنهاد بازي دادند كه به دلايلي نپذيرفتم...

دوست دارم هميشه مشتاقم باشند

عسكري از سخت گيري هاي ناصرخان ياد مي كند و از او مي خواهد كه در اين باره توضيح دهد(من

اعتقادم بر اين است كه هر كسي كه چهره و تاپ شد به راحتي نبايد در تلويزيون حاضر شود و يا تند تند

 صحبت كن.من خودم دوست دارم سالي يك بار فقط در تلويزيون حاضر شوم.آنقدر كه وقتي مقابل دوربين

 قرار مي گيرم مردم مشتاق ديدنم باشند.خيلي وقت ها شهرستانهاي مختلف من را دعوت ميكنند كه

به شهرشان بروم.اما چون دوست دارم براي مردم تازگي داشته باشم نمي روم تا هميشه از حضورم

 خوشحال شوند... و در ادامه توضيح مي دهد راست هم مي گويد(اين ها را گفتم فكر نكنيد كسي باشم

 كه خودم را بگيرم نه ذات ما انسانها اين است كه هر كسي را كه بيشتر ببينيم از او دل زده مي شويم

اما كسي را كه كمتر ببينيم هميشه برايمان محبوب است. به خاطر همين است كه علاقه مندمهميشه

محبوب بمانم.

مثل مورينيومي شدم اگر...

حميد عسكري به سال هايي اشاره مي كند كه ناصر خان سر مربي استقلال بود.وقتي استقلال تند و

 سريع بازي مي كرد حرفش هم اين است كه ناصر خان شما ابتدا بازي سرعتي و روان را در كنار

استقلال باب كرديد.شما كسي هستيد كه بازيكنان بي نام و نشان را بزرگ كرديد.مثلا يادم هست علي

 دايي را شما از تيم تاكسيراني به تجارت آورديد يا رحمان رضايي در تمرينات ذوب آهن فوروارد بود اما

شما او را مدافع كرديد.

بله درست است حجازي مربي است كه كاشف بازيكنان مستعد بوده يكي مثل مجيدي/گل

محمدي/دايي/اكبرپور و خيلي هاي ديگر را خود او بزرگ كرده ... به خاطر همين خودش در تاييد صحبت

 هاي حميد  مي گويد:اگر پشتيباني ام مي كردند من يكي مثل مورينيو مي شدم و همين بكن باوئر را

 مي بينيد آن قدر حمايتش كردند تا امروز موفق باشد.اما ما الگو ها را خراب مي كنيم.به جاي اينكه

حمايتشان كنيم سعي مي كنيم خرابشان كنيم...

بكهام براي چه در بازي هاي جام جهاني روي نيمكت انگلستان نشست؟اين سياست خودشان بود كه

مرد محبوبشان را بياورند روي نيمكت بنشانند تا همين مسئله  روحيه تيمي شان را بالا ببرد اما ماچه؟از

 اين سرمايه ها استفاده مي كنيم؟صحبت هاي ناصر خان كه تمام مي شود عسكري هم عقيده اش را

بيان ميكند. آقاي حجازي مطمئن باشيد همين مسائل در بالا رفتن محبوبيت شما نقش داشت.حجازي

 هم در جوابش مي گويد آفرين.

چرا دروازبان ها ضعيف هستند؟

خواننده خوش صدا به نكته خوبي اشاره مي كند.به اينكه چرا دروازه بان هاي تيم حجازي راحت گل مي

خورند و اصولا ضعيف عمل مي كنند البته خودش هم جواب مي دهد كه دليلش اين است كه مي بينند

آدم بزرگي مثل حجازي كه يكي از بهترين دروازه بان هاي قرن آسيا بوده نقاط ضعف شان را به خوبي

متوجه مي شود...اما ناصرخان در ادامه صحبت هاي عسكري عقيده خودش را بيان مي كند.قبول دارم كه

 دروازه بان هاي تيم من ضعيف كار كردند اما واقعيت اين است كه من اگر فقط مربي دروازه بان ها بودم

 مي دانستم چطور با آنها كار كنم اما وقتي سر مربي تيم هستم بايد حواسم به 25 بازيكن باشد نه 2/3

دروازه بان تيم... اما با اين حال همين امسال كه در بيرون از تيم بودم يك دروازه بان تر كه ايو قد بلند

كشف كردم  به نام تركمن كه به نظرم آينده خيلي خوبي دارد...

آن بازي تلخ نه، شيرين بود

براي اكثر هواداران استقلال بازي با سايپا كه حدود 10 سال پيش بود ونتيجه اش جدايي ناصرخان از تيم

را به همراه داشت يكي از تلخ ترين خاطرات است اما حميد عسكري از اين خاطره به عنوان خاطره اي

شيرين ياد مي كند او مي گويد: اين يكي از بهترين بازي هاي استقلال بود.باختيم اما هيچ وقت يادم

 نمي رود كه مجيدي و موسوي چطور در خط حمله بازي كردند.شما بدون بازيكن بدون اينكه مهره هاي

نامي در اختيار داشته باشيد كاري مي كرديد كه استقلال بهترين بازي ها را از خود به نمايش بگذارد...

حجازي و نيمكت تيم ملي...

يادش به خير.وقتي شما در تمرينات استقلال حاضر مي شديد چيزي حدود 15 هزار تماشاگر به ورزشگاه

 مي آمدند وازشوق ديدن شما  ورزشگاه را پر مي كردند.آن موقع تمرينات پر تماشاگر بود و اين فقط به

 دليل محبوبيت بالاي شما صورت مي گرفت.اين حرفاي حميد عسكري به حجازي است و در ادامه ميگويد

 ناصر خان چرا هيچ وقت در جلساتي كه براي انتخاب سر مربي تيم ملي صورت مي گرفت شركت

نكرديد؟ من خودم بايد سر مربي تيم ملي مي شدم چرا من بيام و يكي ديگر را انتخاب كنم يك زمان

خودم بايد روي نيمكت تيم ملي مي نشستم اما...

عسكري در ادامه صحبت هاي ناصر خان مي گويد اما قبول كنيد خيلي از مربياني كه روي نيمكت تيم

ملي نشستند و حتي نتيجه نگرفتند محبوبيت خود را از دست دادند باز خدا رو شكر كه شما هميشه

محبوب باقي مانديد...

مي خواستند...

مي خواستند تماشاگران عليه من شوند.اما وقتي 3 بر 2 باختيم 40/50 هزار تماشاگر در استاديوم ماندند

 شوك زده بودند خودشان مي دانستند كه حجازي را نمي خواهند به خاطر همين شعار دادند استقلال

 بي ناصر نمي خوايم...بعد از بازي خودم آمدم و به حاجي گفتم حكم اخراج من را بزنيد اما قبول نكرد.فتح

 اله زاده نمي خواست كه من از استقلال بروم اما از طرف هيات مديره تحت فشار بود هيات مديره اي كه

 هر يك مي خواستند مربي مورد علاقه خود را به استقلال بياورند...هر چه به حاجي گفتم حكم اخراج

 من را بزن قبول نكرد تا اينكه خودم گفتم ديگر روي نيمكت استقلال نميشينم..3بازي با تلفن از روي

 سكوها به كادر فني كمك كردم كه خوشبختانه استقلال در همان سه بازي هم برنده شد.همين برد ها

 كاري كرد كه هيات مديره تصميم بگيرد من را كنار بگذارند.از محبوبيتم مي ترسيدند.آن روزها فقط حاجي

كمكم كرد اما بعضي از اعضاي هيات مديره سابق او را تحت فشار قرار دادند...

لب پرتگاه بودم

من از قلب جامعه به شما مي گويم.ناصر خان شما بيش از اندازه بين مردم محبوب هستيد.چه

 استقلالي و چه پرسپوليسي همه شمارو دوست دارند و حجازي در ادامه صحبت هاي حميد عسكري

 مي گويد:من هميشه در لبه پرتگاه بودم اما دست آن بالايي آن مهربان هميشه پشت سر من بود.خدا

هميشه كمكم كرد...

روزهاي سخت ناصر خان

روز هاي تلخ... هر كسي براي موفقيت روزهاي سختي را بايد پشت سر بگذارد روزهاي كه درس مي

شود اما روز هاي سخت ناصر خان(وقتي من را از تيم ملي بيرون گذاشتند 500هزار دلار بيشتر نداشتم

 زن و بچه ام كه نمي توانستند گرسنگي بكشند به خاطر همين هر چه عكس و روزنامه كه در مورد من

 بود را برداشتم و به هندوستان رفتم.با سرپرست يك باشگاه وارد مذاكره شدم و براي اينكه من را قبول

كنند گفتم برويد از ايراني ها بپرسيد كه ناصر حجازي چه آدمي است...طرف هم پرس و جو كرد وگفت كه

 همه تورا قبول دارند و از تو تعريف كردند به خاطر همين در تمرينات اين تيم شركت كردم و وقتي مربيان

مي خواستند عملكردم را ببينند مقابل هر توپي شيرجه زدم.من كه اهل شيرجه نبودم  براي اينكه نان

زن و بچه ام را در بياورم شيرجه مي زدم.20 دقيقه مانده به پايان تمرين سرپرست باشگاه و مربي من را

 خواستند سر پرست گفت مربي نمي تواند با تو به عنوان يك دروازه بان كار كند.گفتم چرا؟مگر من بد

بودم؟وي گفت :آنقدر از تو خوشش آمده كه گفت اين مرد با اين روحيه حرفه اي بايد با عنوان مربي در تيم

 ما كار كند.از آن روز من به عنوان مربي روي نيمكت تيم هندي و بنگلادشي نشستم.روزهاي سختي را

 گذراندم.اما بالاخره پيروز شدم.خواست خدا بود كه آنجا پول هايم را جمع كنم و بعد به تهران برگردم...

عاشقشم...

در ميان صحبت ها وقتي ناصر خان صحبت مي كند حميد عسكري به دوستش مي گويد:عاشقشم...بعد

 هم زل مي زند به اسطوره و مي گويد:ناصر خان عاشقتم...

حجازي مي خندد حميد مي خندد همه مي خندند لحظه ها شيرين هستند...

مثل جواني هاي خودم مي ماني

گفت و گوي حجازيئيسم به پايان مي رسد اما از ناصر خان مي پرسم حميد عسكري را چطور ديديد كه

 در جواب و رو به حميد مي گويد:پسر خوش تيپي هستي مثل جواني هاي خودم مي ماني...

دعوت به كنسرت

كنسرت حميد عسكري اسفند ماه در برج ميلاد بر گزار مي شود.آلبوم هاي كما ي 3 در راه است تا از

اسطوره دعوت كند به كنسرتش رونق دهد و در تالار حاضر شود.حجازي هم دعوت حميد را مي پذيرد او

مي گويد اگر حالم خوب بود حتما مي آيم.

 

ديدار دو دوست قديمي

ناصر خان از صندلي بلند مي شود كه اردشير خان لارودي وارد اتاق مي شود.مرد كهنه كار و برتر

 مطبوعات با نگاهي به حجازي مي گويد:ناصرخان هر وقت تو را مي بينم روحيه مي گيرم.هر دويكديگر را

در آغوش مي گيرند و براي هم آرزوي موفقيت مي كنند.

نوبت نوبت به صدا در آمدن چيك چيك دوربين است.ژست مي گيرند مي خندند و بعد ناصر خان مي گويد

آقاي عسكري نگاه كن صد تا عكس مي اندازند و بعد بدترين عكس را انتخاب مي كنند با اين شوخي

حجازي بمب خنده در تحريريه استقلال جوان مي تركد...

 

نفستان هميشه گرم باد

مرد عشق مرد سر بلندي مرد افتخار آور به تحريريه استقلال جوان رونق داد.اسطوره آمد نشست خنديد و

 از روز هاي شيرين فردا گفت.حميد عسكري هم خيلي متواضع از عشق خود به اسطوره اي صحبت كرد

 كه هميشه در دل ها جاي بزرگي براي خود دارد.وما در انتها آرزو مي كنيم حجازي هميشه سر بلند

باشد هميشه نفسش گرم باشد روحش شاداب و سينه اش خس خس نكند.اسطوره محكم

بايستد.سلامت باشد و روانش هميشه صاف دعا مي كنيم حال ناصر خان هميشه خوب باشد سرفه

نكند دردي نكشد.

و حميد عسكري خواننده اي خوش صدا و محبوب او هم روز هاي خوبي را سپري كند.دوباره با كما غوغا

 به پا مي كند و به عنوان يك خواننده آبي پله هاي موفقيت را يكي پس از ديگري طي مي كند.

 

آمدند نشستند خنديدند خاطرات را ورق زدند و براي يكديگر آرزوي موفقيت كردند.دو طرف از حس قشنگ

 خود حرف زدند.از دنياي آبي فردا و از آرزوهايشان عكس يادگاري كه گرفتند بار ديگر همديگر را در آغوش

 كشيدند و در گوشي به هم چيزي گفتند حرفي زدند...

 

خوب چطور بود؟

خوشتون اومد!؟



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





لينک ثابت |دو شنبه 24 دی 1389برچسب:,| موضوع: <-PostCategory-> |



درباره ما

 

وبلاگ هواداران حمید عسکری

 

پيوند روزانه

 

کیت اگزوز ریموت دار برقی
ارسال هوایی بار از چین
خرید از علی اکسپرس
مستر قلیون

نازترین سایت ایرانی
زیباترین سایت ایرانی

زیبا ترین قالب های وبلاگ
زیباترین ها
عکسهای خارجی

 

 

جستجو

 

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

 

سرویس دهنده

 


Www.LoxBlog.Com

 

Copyright © 2010

Powered by: LoxBlog.Com|designer: NazTarin.Com